- 01 مرداد 1405
- کد خبر 15881
سایز متن /
اینجا نقطه صفر است؛ جایی که فاصله میان عشق و ایثار، میان دلدادگی و دفاع، به باریکی یک مو میرسد. جایی که یک جوان دهه هشتادی اهل کرمان، در حالی که تنها یک ماه تا مراسم عروسیاش باقی مانده، به جای تدارک جشن و خانه، سلاح در آغوش گرفته و در کمینگاه یکی از جزایر جنوبی کشور بیدار مانده است.
او این روزها باید میان دو دنیای متفاوت زندگی کند؛ دنیای شیرین رویاهای مشترک، لباس دامادی، خانهای که قرار است ساخته شود و آیندهای که در راه است، و دنیای سخت و نفسگیر مأموریت، کمین، سکوت، هوشیاری و انتظار.
یک سو عطر گلهای عروسی در خیال او پیچیده و سوی دیگر بوی باروت و شرجی سنگین جزیره، واقعیتی است که هر لحظه با آن نفس میکشد.
این رزمنده جوان از کرمان آمده؛ از سرزمینی که مردمانش صبوری را با جان آموختهاند و استواری را در دل روزگار تمرین کردهاند. حالا او در نقطهای ایستاده که امنیت، تنها یک واژه نیست؛ حقیقتی است که باید برایش بیدار ماند، چشم به افق دوخت و خطر را پیش از نزدیک شدن شناخت.
در سکوت مرگبار کمین، نگاهش به آبهای خلیج فارس گره خورده است؛ جایی که هر تحرکی معنا دارد و هر لحظه میتواند سرنوشتساز باشد.
اما آنچه این ایستادگی را متفاوت میکند، فقط حضور او در یک موقعیت حساس نظامی نیست؛ بلکه همزمانی این مأموریت با روزهایی است که باید از شیرینترین روزهای زندگیاش باشد.
او میتوانست در این روزها غرق در شوق آغاز یک زندگی تازه باشد، اما انتخاب کرده است پیش از ساختن خانه خود، در پاسداری از خانه بزرگتری به نام وطن سهم داشته باشد. برای او امنیت آینده، از همین شبهای بیداری و همین کمینهای بیصدا آغاز میشود. انگار خوب میداند که آرامش فردای زندگیاش، حاصل ایستادگی امروز کسانی است که بینام و بیادعا در خط مقدم مسئولیت ماندهاند.
روایت این رزمنده دهه هشتادی، روایت نسلی است که عشق را فقط در وعده دیدار و جشن و لبخند خلاصه نمیکند؛ نسلی که میفهمد گاهی دوست داشتن، یعنی ایستادن پای مسئولیت، حتی اگر درست در آستانه مهمترین قرار زندگیات باشد. او در نقطه صفر ایستاده تا در شهرها چراغ خانهها روشن بماند؛ تا عروسیها برگزار شود، تا رویاها زنده بماند و تا امنیت، پشتوانه فردای همه ما باشد.
عروسیاش نزدیک است، اما برای او حق این خاک، چیزی نیست که بتوان آن را به تعویق انداخت. اینجا نقطه صفر است؛ همانجا که یک جوان عاشق، همزمان مدافع هم هست.
https://nasimrafsanjan.ir/?p=15881