- 05 اردیبهشت 1405
- کد خبر 15024
سایز متن /
امشب نیز مانند همیشه، در جمع پرانرژی مردم دیار فاتحان اروند و در میدان سردار شهید سپهبد سلیمانی، به دنبال سوژههای خبری میگشتم.
اگرچه در این شبها صحنههای زیادی را ثبت کردم، اما امشب متوجه شدم که زیباترین سکانسِ این «شبهای عاشقی»، ناخواسته از نگاهم عبور کرده است.
هنگام مرور عکسها، چشمانم روی تصویر یکی از خادمین قفل شد.
مردی که با تمام وجود و عاشقانه مشغول خدمت بود، اما کلاهی بر سر داشت و سرش را پایین انداخته بود تا شناسایی نشود. لحظهای حیرتزده شدم؛ همان مدیری که دقایقی پیش در میان انبوه جمعیت ناپدید شده بود و فرصتی برای عکس گرفتن از او نداشتم، حالا ناخواسته بهترین قابِ شبِ من شده بود.
خوشحالم که هنوز در دل شهرمان، مدیرانی وجود دارند که عشقشان نوکری مردم است و ترجیح میدهند ناشناس باشند تا کوچکترین ذرهای ریا، ثواب کارشان را خدشهدار نکند.
هویت، عکس و خدمتِ ایشان نزد من به امانت میماند. تنها خواهم گفت: خسته نباشید ای خادمین بیمنت.
https://nasimrafsanjan.ir/?p=15024